تبلیغات
به وبلاگ سخن فراموش شده خوش آمدید واجب فراموش شده - دخترک....
واجب فراموش شده
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید سیدی
نویسندگان
نظرسنجی
ه نظر شمابرای ارتقای كیفیت وبگاه،مسئولین سنگر سایبری سخن فراموش شده باید بر روی كدام یك از موارد زیر تمركز و تحقیق كنند؟






ساعت فلش مذهبی اوقات شرعی ذکر روزهای هفته حدیث موضوعی جنگ دفاع مقدس آیه قرآن تصادفی




و تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته بودم.

یه دختر کوچولوی 8-9 ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود رو صندلی ته اتوبوس.

دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر عربی سرش کرده بود.

خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودشو باد میزد با افسوس گفت:

(توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس...تو گرمت نمیشه بچه؟)

همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده میشدیم.

دختر کوچولو گره ی روسری اش رو سفت تر کرد و محکم و با اقتدار گفت:

(چرا گرممه... ولی آتیش جهنم از تابستون امسال خیلی خیلی گرم تره...)
دختر کوچولو پیاده شد و اون خانم بدحجاب سخت به فکر فرو رفت




نوع مطلب : داستان و خاطرات، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سید سیدی
جمعه 29 فروردین 1393
دوشنبه 16 مرداد 1396 09:16 ب.ظ
Hi there! I just would like to offer you a big thumbs up for the great info you have got here on this post.
I will be returning to your site for more soon.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی